جو کراز::هیچ چیز مانند رفتار برابر با افراد نابرابر، انگیزش افراد را از بین نمی برد.

سفرنامه کربلا پیاده روی اربعین 1401

قسمت اول

چند سالی است که به دلیل شیوع بیماری کرونا توفیق شرکت در مراسم پیاده روی کربلا حاصل نشد. الحمدالله امسال اگر مشکل خاصی پیش نیاید باید آماده سفر شد.

اما با چه هدفی؟ شاید پاسخ صادقانه دادن به این پرسش سخت باشد چرا که زبان با دل در بیان این داستان خیلی همراه نیست و شاید این حرف صادقانه ای باشد. زبان می گوید برای ثواب زیارت امام حسین ع و عشق به امام حسین ع و ائمه اطهار و.... اما دل هنوز تکلیفش با خودش روشن نیست. وقتی زبان می گوید عشق به امام حسین دل می گوید الکی میگه، چرا که زندگی یک عاشق حسین جور دیگری است، وقتی گفته می شود برای ثواب، گفته می شود آیا واقعا اعتقاد داری که راه ثواب دیگری وجود ندارد؟ اینکه 10 روز، کمتر و بیشتر زمان بگذاری و هزینه کنی و به پیاده روی بروی، آیا بهتر نیست این زمان را صرف مطالعه روی حادثه عاشورا و ابعاد آن کنی و هزینه سفر رو هم در راه خدا و امام حسین هزینه کنی؟ و یا زمان و هزینه را در خدمت به خلق خدا بکار گیری و حتی درآمد حاصل از کار در این ایام زا؟ آیا این به ثواب نزدیکتر نیست؟ و سوالهای دیگری که رفتنت را به چالش می کشاند.

پس باید دنبال پاسخی باشی که دلت را آرام کند و صادقانه نیز باشد. شاید صادقانه ترین پاسخی که بتوان گفت و آن را به زبان آورد این باشد که رها شدن در بین خیل عظیم عاشقان و زائران حسینی و مسافران کربلا و دیدن رفتارها، اعمالها، حرکتها، چگونگی ابراز عشق و علاقه کردن ها، ایثارها، گذشتها، در شرایط سخت قرار گرفتن ها و شبیه هم شدن ها به تو درسها و تجربه هایی خواهد آموخت که در غیر از این مسیر شاید یافت نشود. شاید در این مسیر مشاهده رفتاری و حرکتی چنان درس آموز باشد برایت و چنان تاثیر گذار که بی ارزد قدم نهادن در این سفر متفاوت.

البته همراه با اراداتی که به امام حسین ع از کودکی در تو نهاده شده و این ارادت به این سادگی ها کم یا پاک نخواهد شد حتی اگر واقعا ندانیم برای چه، و یا اصلا از فلسفه راه و منش امام حسین ع چیزی ندانیم.

و شاید فرصتی برای فکر کردن به دور از هیاهوهای همیشگی زندگی در تمام ابعاد و احوالات زندگیت، و کمی هم اندیشیدن به این که چرا با حسینی بودن و حسینی عمل کردن اینقدر فاصله داری آیا برنامه ای برای کاهش این فاصله می توان داشت و یا همچمان ایام محرم ظاهرا حسینی هستیم و بعد یادمان می رود رفتار و کردار حسینی بودن را، هرچند که همون ایام محرم هم بیشتر به ظاهر شبیه تر است تا واقع.

و شاید هم فرار از زندگی روز مره و تجربه جور دیگر زندگی کردن و مدت کمی به دور از قید و بندهای همیشگی زندگیت و تقریبا زمانی برای خودت

و در آخر هم نگاه به یک مبحث جدی در گردشگری مذهبی و رویداده ای آن از نزدیک و ارزیابی و بررسی چگونگی تاثیر گذاری این فرصت های مذهبی در گردشگری و نتایج آن از جمله انتقال فرهنگها، ایجاد هم دلی ها و منافع اقتصادی و غیر اقتصادی و شاید هم زیان های احتمالی با همراه شدن در این برنامه مذهبی و معنوی به دلیل تخصص گردشگری که درگیر آن شدیم.

بالاخره قانع می شویم به رفتن و باید برنامه ریزی کرد برای بهره بیشتر بردن از این سفر متفاوت.

نگاهی به گذرنامه می اندازم تا تاریخ 20/7/401 زمان دارد، گفته اند باید 6 ماه اعتبار داشته باشد، برای تمدید اقدام می کنم، بسیار شلوغ است. مردم هجوم آورده اند برای همراه شدن در این سفر و هر کس با هدفی مخصوص به خود و بعد از چند سالی نرفتن به خاطر کرونا. اردکان که باید از ساعت 4 صبح بروی برای نوبت و یزد هم که ساعت 5 صبح باید بروی این دفاتر پلیس +10 و نام نویسی کنی و تا ظهر شاید کارت حل شود. چند روزی اقدام کردم ولی نشد. روز آخر مسئول دفتر پلیس + 10 گفته شما نیاز به تمدید ندارید ولی باز به اداره گذرنامه مراجعه کن به اداره گذرنامه مراجعه کردن همان و اطمینان یافتن از خلاصی جهت تمدید همان. بعدا هم که اعلام شد کسانی که تاریخ گذر مامه شان هم گذشته با مهر خروج می توانند برای زیارت اربعین عازم شوند و خلاص.

بالاخره در روز 27 مرداد 401 مسئله گذرنامه هم تمام شده تلقی شد و باید آماده شد برای رفتن و چگونه رفتن. نمی دانم چرا ولی این سفر از همین ابتدا یک آرامشی را در تو ایجاد می کند که تو نگران هیچ چیز نیستی، این از تجربه سفرهای قبلی است و فکر می کنی همه چیز خودش درست می شود. حتی نگران احوال خانواده هم خیلی نیستی بر خلاف مسافرتهای خاص دیگر، واقعا چرا؟ آیا می توان پاسخی صادقانه یافت برای این پرسش؟ و یا باز برای خودمان داستان درست کنیم و برای خودمان اعتبار ظاهری بسازیم و از اعتقادهای تثبیت نشده خود جهت انحراف افکار استفاده کنیم؟ خداوند تبارک و تعالی آخر و عاقبت همه و ما را ختم به خیر کند انشالله

محمد علی بهجتی اردکانی - اول شهریور 401

اقامتگاه بومگردی نخلستان باباحاجی اردکان

.....ادامه دارد


برچسب‌ها: سفرنامه, کربلا, اربعین, پیاده روی
+ نوشته شده توسط صفاوا در شنبه ۱۴۰۱/۰۶/۰۵ و ساعت 9:22 |